یکم مونده به وسطای مرداد
the Sky is the Sky and the people are the people where ever you go…l
از انیمه Ninja Scrol
the Sky is the Sky and the people are the people where ever you go…l
از انیمه Ninja Scrol
این آهنگ What I’ve Done از Linkin Park که بسیار خوب است هیچ
ویدئو کلیپش هم فوق العاده از آب در اومده … پیشنهاد میشه حتما…
یه دو سه تا کار از Anathema هم هست که پیشنهاد می کنمشون
یکیش همون Empty از آلبوم Alternative 4 هستش که بسیار زیباست
دومیاش هم که Eternity 1, 2, 3 از خود آلبوم Eternity یه
سومی و چهارمیش هم بیخیال به سبک و استایلتون نمی خوره
خ.ک : من واقعا از این همه انگیزه برای نوشتن این چرت و پرتای سطحی در تحیرم

من و خودم اینجا سردمونه
من توی یه شهر سردم
اصلا نمی دونم کجام
خورشید این جا یخ زده
این جا فقط یه شهر سرده
با خونه های متروکه ی درب و داغون
با خیابونای خاکی
و آسمون خاکستری یخ زده
منم و خودم و فکر کسی که دیگه نیست
همین
خ. ک :
س
ق
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
.
.
.
.
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Ohh, can’t anybody see
We’ve got a war to fight
Never found our way
Regardless of what they say
How can it feel, this wrong
From this moment
How can it feel, this wrong
Storm.. in the morning light
I feel
No more can I say
Frozen to myself
I got nobody on my side
And surely that ain’t right
And surely that ain’t right
Ohh, can’t anybody see
We’ve got a war to fight
Never found our way
Regardless of what they say
How can it feel, this wrong
From this moment
How can it feel, this wrong
How can it feel, this wrong
This moment
How can it feel, this wrong
Ohh, can’t anybody see
We’ve got a war to fight
Never found our way
Regardless of what they say
How can it feel, this wrong
From this moment
How can it feel, this wrong
Portishead – Roads
بله ، I got nobody on my side
خ.ک : با این پرواز می کنم ، پرواز
پرگاره روزگار به من که رسید :
مربع کشید …
خ.ک : شاعر می فرمایند :
زآن یار ، زآن یار ، زآن یار ، زآن یار
زآن یاره دلنوازم شکریست با شکایت
زآن یار ، زآن یار ، زآن یار ، زآن یار
زآن یاره دلنوازم شکریست با شکایت
در زلف ، در زلف ، در زلف ، در زلف
در زلفه چون کمندش ای دل مپیچ که آنجا
سر ها ، سر ها ، سر ها ، سر ها
سرها بریده بینی ، بی جرم و بی جنایت
…
خ.ک : خداحافظ سراب من …
دخترکانی چادری با کفش های کانورس
که شریعتی از برند و نیچه ء پوچ انگار می خوانند
تضاد از سر تا پایشان می بارد
حسودند وفضول ، چشم دیدن هم که ندارند الحمدالله
البته که به هیچ کجایم نیست ، ولی :
جلویه کسی که می گ_وزد ، نری_نی ، می گویند :
ــونش را نداشت
خ.ک : به کسی که اینچنین است به دیده ء مروت بنگر ای فرزند
شاید نمی داند که این چه گهیست که دارد می خورد
در باب اصل مطلب (ب.ا.م) : چشم دیدن علاقه ندارید ، لطفا کور باشید
تکنولوژی فکر (ت.ف) : غیر ممکن، یا همان غیر ممکن است، یا بدتر از آن ، دیگر واقعا بیخیالش
آیا می دانید که به یک دختر خیلی خوشگل با چشم های آبی
که مانتو ای سبز و شلواری تیره به تن کرده و گیسوانی های لایت شده دارد و
کفش پاشنه بلند پوشیده و در حال رد شدن از
خط کشی خیابان است، چه می گویند؟
خا ک بر سر منحرفتون
میگن : عابر پیاده !
خ.ک : بعد از این همه سال زندگیه ننگین و نکبت بار هنوز نداسته ام که حضرت فیل پیامبر کدام قوم بوده !!!
خ.ک : البته این پست طولانی تر این حرفها بود ، ترسیدم ( …! ) ناراحت بشه
I hear them all again
Am I right is this the end?
Pictures of chaos and hate
Gloomy thoughts in my mind
I’ve chosen my way of life
You are no longer mine
Imagine being crushed by one
Imagine your life being done
Dying feelings
Bittersweet
Bloodwork
Burning sadness
Deadly sins
Bloodwork
This feelings that seems to be broken
The blood flows, inceting my veins
Run deep into the soul of my body
An experience to strong for this pain
Waiting for chaos, just sliding inside
Arrived at the point where’s no way back out
Awfully screamings piercing the air
This is the code for the final time
You bend me and you shake me
This feelings that just crushed me
The name of this confusion
Bloodwork disconnection
You let me live my anguish
The word I hear impossible to find
The forces got to wake up
Infects them all again
You made me feel like a winner
One way ride to my inner peace
The sickness between the rooms
Dancing in the sorrow
By : GraveWorm
Music : Orgler Mair
خ.ک : بله ! Dancing in the Sorrow
باشه
.
.
.
خ.ک : گفتن که نداره ! ولی الان دقیقا میشه یک سال و پنج روز و سه ساعت و بیست و دو دقیقه . . .
و بدین سان پسری که سراسر همه ادعای رفاقت بود چون دوست دختری بیافت اختیار از کف برفت اش و هوش از سر، و _ون لقی ای حواله ی رفاقت کرد تا ثابت کند که برخی جنبه ی دوست دختر نیز ندارند حتی … چه برسد به … !
خ.ک : خدا پدر خداوند را بیامرزد که انگشت ـاک و ـخم را از بندگانش دریغ ننمود …
کله رو میندازی پائین و میری تو کلاس به امید اینکه سوت و کور باشه ،
یهو یکی بر میگرده نگات می کنه ،
احتمالا نگاهتو می ندازی یه جای دیگه که تابلو نباشه ولی خب کاملا مشخصه که فکر و ذهن و بقیه جاهات کجان !
طرف اصلا به هیچ جاش نیست که تو باشی یا نباشی …
بگذریم ، می خواستم بگم هنوزم هیچکس نمی تونه جات و پر کنه … ( ببخشید کدوم جا ؟ میشه بدونم ؟ )
خ.ک : Lost هم بالاخره تموم شد … امیدوارم که Naruto هم به همین زودیا تموم شه …
می وزم چون باد بر تو
می دهی جاخالی ؟
تو چقدر [جای خالی]
خ.ک : شاعر در همین زمینه می فرماید:
بخورم تو رو، تو که چشمات رنگ توت فرنگیه
خ.ک : یه روزی از پیچوندن کلاسا واسه اینکه تو خونه درس بخونم هم خسته می شم …
آخه تا کی آدم همین جوری این موزیک هارو گوش بده که همین جوری فقط گوش بده
آخه تا کی کسی نباشه که آدم این موزیک هارو تقدیمش کنه
آخه تا کی کسی نباشه که آدم این موزیک هارو به یادش گوش کنه
آخه تا کی کسی نباشه که حداقل آدم با گوش کردن این موزیک ها یادش بیفته
مثلا توجه بفرمایید به این شاهکار :
خیلی ممنون که منو دوست داری
خیلی ممنون که به من لطف داری
خیلی ممنون که به پام نشستی
خیلی ممنون که تو عاشق هستی
خ.ک: واقعا که حیف
خ.ک: کاملا مشخصه که تمام نوشته هام مخاطبی ندارن
قبول کن که از من بدت نمیاد
قبول که از تو بدم نمیاد
قبول کن از این که ازم بدت نمیاد، بدم نمیاد
قبول کن از این که ازت بدم نمیاد، بدت نمیاد
قبول کن از این که ازت بدم نمیاد، بدم نمیاد
قبول کن از این که ازم بدت نمیاد، بدت نمیاد
تو از این که از هیچ کدوم از اینا بدت نمیاد، بدت میاد
قبول کن
خ.ک : سوالی که همواره برای من پیش آمده این بوده است که چرا این گونه است ؟
خ.ک : سیصد و شصت درجه تغییر کردن خیلی فرق داره با اصلا تغییر نکردن این چیزیه که تو هیچ وقت نمیفهمی .
And That’s What Makes Life So Fucking Fantastic
خ.ک : میگن هرچی یه پیچ رو محکم تر ببندی ، واسه باز کردنش باید بیشتر زور بزنی ، تا می تونی بپیچون ما رو ، موقع باز کردن دارم برات
گذشتن اون روزایی که من انقدر حال و حوصله داشتم که به شوخی های بی مزه ی یکی بخندم
گذشتن روزایی که من انقدر حس و حال داشتم که شوخی های بی مزه بکنم که یکی بخنده
گذشتن روزایی که من انقدر حال و حوصله داشتم که یه ساعت پای تلفن شر بگم و ور بشنوم
گذشتن روزایی که انقدر حس و حال بود که شبا پشت سرهم شر بفرستم و ور دریافت کنم
گذشتن اون روزایی که بودن یکی تو یه روز خاص تو دانشگاه باعث می شد که هیچ وقت اون
روز دانشگاه رو نپیچونم یا حداقل کمتر بپیچونم
گذشتن اون روزایی که می شد به کسی فکر کرد
گذشتن روزایی که حس و حال خیال بافی کردن بود
گذشتن روزایی که قوه ی تخیلی بود
گذشتن روزایی که می شد الکی خوش بود
گذشتن اون روزایی که حسی بود
گذشتن روزایی که حوصله ای بود
این روزا من حتی حس و حال ندارم که از بی حس و حالیم بنویسم
خ.ک : نمی خوام بگم که از این قضیه ناراحت نشدم و نیستما ، نه اصلا ، اتفاقا خیلی هم ناراحت شدم و هستم ، بالاخره من که چوب خشک نیستم ، ولی خب چه میشه کرد ، قابلمه و ملاقه نیست که قضیه ، در هر حال از قدیم گفتم و هنوزم می گم : این است رسم زمانه … البته کنار اومدن با این سبک قضایا برام خیلی راحت تر از اینه که بخوام بشینم تو جمعی که از آدم حرف بکشن.
شما هم بیاید یه لطفی در حق خودتون کنید و این آهنگ It’s Not Over رو که آقای Chris Daughtry لطف کردن و منت گذاشتن سرمون و خوندش از یه جا پیدا کنید و دانلودش کنید حالش و ببرید
خ.ک : من واقعا شرمندم ، این رو قبلا جایی نوشته بودم ؟
روز تولد من !
سی فروردین !
روزی که من و مجبور به این زندگی کردن !
اون موقع ها رو خوب یادم نمی یاد
ولی اسپرم بودن هم واسه خودش دنیایی بوده
و از اونجایی که دیگه کمتر کسی اینجا رو می خونه و منم دیگه حرفی واسه گفتن ندارم ! یعنی هیچ وقت نداشتم ! پس همینطور به مزخرف نوشتن ادامه میدم تا یه آبی ریخته باشم رو ما تحتم …
اگه بگم حرفایی که تا الان بهت گفتم همه دروغ بوده چی ؟
اگه بگم ولی بخاطر خودت بوده که دروغ گفتم چی ؟
اگه بگم دروغ گفتم که به خاطر خودت بوده که دروغ بوده چی ؟
اگه بگم اصلا دروغ گفتم که حرفایی که نا الان بهت گفتم همه دروغ بودن چی ؟
خ.ک : اصلا کلا فرقیم می کنه مگه ؟ تو که به هیچ وجه نمیخوای گذشته رو فراموش کنی …
آره !
من دقیقا از همون مدل آدمای مزخرفی هستم که تو فکرشو می کردی
آره !
من همینم که هستم ! یه آدم مزخرف مثله تمومه آدمای مزخرف دیگه
آره !
تا دلت می خواد کم محلی کن ! یه روز که ورق برگرده من دیگه این آدم مزخرفی که الآن هستم نخواهم بود .
خ.ک : شاید خیلی مزخرف تر از اینی که هستم …
خ.ک : . . . !!!
- اینجا به جز دوری تو
- بعد از اسکار گرفتن Juno و Milk و امسالم The Hurt Locker کلا دیگه چیزی از اسکار نگیم بهتره البته خب همین که Avatar نشد بهترین فیلم و Jeff Bridges بهترین بازیگر نقش اول مرد شد جزو نیمه خیلی کم پر لیوانه هر چند که باز ما Colin Firth را ترجیح می دادیم
- خواستیم امسال جمعه سیزدهم فروردین را به در نکنیم تا اگر امسال هم به مزخرفی سال های قبل بود توجیهی داشته باشیم که نشد
- چرا دیگه کسی ما رو قرار وبلاگی دعوت نمی کنه که چس کنیم خودمونو و نریم
- کلا از مزخرف بودن کلیه عرب ها که بگذریم این هیفا بسیار خوب است مثل این کلیپ جدیدش گلادیاتور هم باشد که چه بهتر حداقل بسیار بهتر از اون گلابی بی خاصیت و زشت و بد ادا نانسی عجرمه
- من واقعا نمی دونم انگیزم از نوشتن این چرت و پرتای سطحی و بیخود چیه مثلا انگار حالا فرقیم میکنه که این بهتره یا اون یکی به قول شاعر مزخرفامو گوش نده دنیارو بی خیال بیا تکون بده
- از دیدن سریال چاردیواری می آموزیم که بهنوش طباطبایی چه بسیار خوب است این پسربچهه هم تو زن بابا فکر کنم اولینه که واقعا یه نمکی داره توی کل تاریخ پسربچه هایی که تو این سریالا و فیلما قراره بامزه باشن ولی در واقع موجودات لوس و رو اعصابین که فقط زرزرای بزرگونه می زنن
- بی خیال شما همون تکون بده
- تا قرمه سبزی هست زندگی باید کرد
- Why don’t you breathe in, Breathe into me, And breathe out through me
- بهار اومد راستی
- خیلی بی معرفتی آره خود تو
- کلی چرت و پرت می خواستم بگم ولی یادم نمیاد هیچی از بس که چرت و پرت بودن ، البته اینا رو هم اگه یکی از آشنا هایه قدیمی نبود نمی نوشتم
- چیزی به من نزدیک نیست
خ.ک : و شبهِ داف همکلاسی که زیر چشکی نگاه کنان ، بر بستنی اش لیس های پی در پی وارد می کرد